|
There are no translations available.
نگاهی گذرا و شتابنده بر احوال و زندگینامه استاد رفیقی احمد شاه رفیقی فـرزنـد محمـد رفیق فــرزند محمد كــریــم فرزند نیاز الله یكی از سخنسـرایان شهیــر معاصر افغانستــان است.موصوف در سال 1331ھ.ش در قریه هونی سیدان لوگر چشم به جهان گشود. زمانیكه چهار سال داشت با خانواده خود به شهر غزنی رفته در آنجا اقامت گزید. پدرش محمد رفیق خان كریمی مامور مخابرات غزنی بود و تا سال 1358 به همین وظیفه ادامه داد تا آنكه تقاعد نمود.پدر احمدشاه مرد خوش قیافه، خوش خلق، سخاوتمند، كریم الطبع مزاحی و ظریف، دیندار و با تقوی بود. زمانیكه پسرش كودكی بیش نبود او را به مسجد فرستاد و بعد از چند سال مبادی علوم اسلامی ضروری از قبیل فقه، عقاید و تفسیر و صرف عربی را آموخت.احمد شاه در سن 7 سالگی ( سال 1339 هـ، ش ) در لیسه سنایی غزنی شامل شد و در سال 1351 هـ ش از آن لیسه به درجه اعلی فارغ گردید. مقالات و مضامین، راپورتاژ ها، معمای جدولی و دیگر نوشته های احمد شاه ( كه در دوران مكتب رفیقیار تخلص میكرد.) در روز نامه سنایی به نشر میرسید. احمد شاه رفیقیارازسال1350-1352متصدی صفحات اختصاصی زن روز، هفت شهر هنر، از چهار گوشه جهان بود و با صفحات دیگر اختصاصی روز نامه سنایی غزنی نیز همكاری میكرد.احمد شاه رفیقیار آنوقت در محافل رسمی كه درلیسه سنایی و مقام ولایت دایر میشد به قرائت مقاله ها می پرداخت و اكثراً انانسر و گوینده محفل میبود.زمانیكه درسال 1351 ماه قوس از لیسه سنایی فارغ شد باثر تقاضای والی غزنی كه احمد شاه رفیقیار را میشناخت و مقاله هایش را در روزنامه ها خوانده بود در مدیریت اداری ولایت غزنی بحیث مامور اداری مقرر گردید و از قلم این نویسنده جوان بهره مند میشد.زمانیكه نتایج كانكور معلوم شد احمد شاه رفیقیار آنوقت كه ذوق نویسندگی داشت باثر تقاضای خودش به پوهنحی ادبیات و علوم بشری پوهنتون كابل كامیاب شده بود و از والی خواست به وی اجازه دهد تا تحصیلات عالی خود راتكمیل نماید. او به اجازه والدین و والی آنوقت غزنی ( محمد آصف ) در حمل سال 1352 جهت فراگیری علوم ادبی شامل پوهنتون شد احمد شاه رفیقی در سال 1355 دانشكده ادبیات و علوم بشری را به حسن صورت بپایه اكمال رسانیده و به عوض دوره مکلفیت عسكری, شش ساله قبولی معلمی نمود لذ ا وزارت معارف آنوقت او را به شهر غزنی معرفی نمود. در شهر غزنی برای معلمان جدید كمبود چندانی نداشتند و از فارغان پوهنتون خواهش میشد یا به ولسوالی ها وعلاقداری ها اجرای وظیفه نمایند یا برای خود در مركز جای پیدا كنند و موافقه كدام مكتب را بیاورند. احمد شاه رفیقی ازینكه از شهرت خوب مطبوعاتی و علمی برخوردار بود باثر موافقه كتبی و تیلفون مدیر لیسه سنایی به مدیریت معارف و تاكید مدیر لیسه مذكور( محمد زمان زاهر كه او هم فارغ دانشكده ادبیات بود و علمیت احمد شاه رفیقی برایش معلوم بود ) به لیسه سنایی بحیث معلم مقرر گردید.احمد شاه رفیقی در سال 1356 به صفت معلم ادبیات صنوف یازدهم در لیسه سنایی بكار مشغول شد در مدت كمی دایركتر درام ها و پارچه های تمثیلی ومتصدی كنسرتهای لیسه مذكور و تنظیم جراید دیواری و تشویق شاگردان ممثل، خواننده، نوازنده،خطاط،، رسام وغیره را بر عهده گرفت. از جمله ممثلان آنوقت كه رفیقی نویسنده و دایركتر درامهای آن میبود یكی هم حنیف همگام است كه حالا به شهرت رسیده است.از سال 1356 به بعد كار های مطبوعاتی در روز نامه سنایی و كار های هنری موصوف در رادیو و مجلات كشور و در لیسه شدت یافت. ده ها مقاله و شعر رفیقی باز هم از طریق روز نامه، مجلات، رادیو در غزنی و كابل به نشر میرسید.در سال 1361 رفیقی در لیسه ابن سینای كابل بحیث معلم تبدیل گردید. معلم ادبیات مذكور با شایسته گی و لیاقتی كه در لیسه ابن سینا از خود نشان داد از طرف اداره و معلمان به صفت منشی مجلس معلمان و مسوول كمیته هنری و ادبی تعیین گردید . در لیسه ابن سینا با دایركت پارچه های تمثیلی وتمرین بالای شاگردان واجرای كنسرتها بالای آنها و تنظیم جراید دیواری محبوبیت و شهرت خوبی پیدا كرد. یكی از ممثلان پارچه های تمثیلی آنوقت كه توسط احمد شاه رفیقی تشویق گردید، ممنون مقصودی مشهور به شادگل است. ممنون در آنوقت متعلم صنف دهم مكتب بود و شوق و علاقه زیاد به تمثیل داشت از طریق مكتب استعدادش رشد كرد تا كه شهیر شد.احمد شاه رفیقی در همین سالها (1366 ) شامل كورسهای ماستری دانشكده ادبیات پوهنتون كابل گردید. موصوف در امتحان كانكور ماستری موفق و پذیرفته شد در سال 1369 زمانیكه از رساله ماستری خود زیر عنوان ( تصوف خراسانی ) دفاع نمود آنقدر از خود لیاقت نشان داد كه هیات ژوری امتحان ماستری را به تحسین و اعجاب وادار نمود. همان روز محمد كاظم آهنگ رئیس دانشكده ژورنالیزم آنوقت گفت:زمانیكه رساله ماستری احمد شاه رفیقی را خواندم بواسطه تسلسل منطقی و قلم شیوا و انشای كه درین اثر بكار رفته فكر كردم یك محصل ماستری نمیتواند چنین اثری را بنویسد و حالا كه دفاع وی را شنیدم یقینم شد كه این رساله را خود او نگاشته است احمد شاه رفیقی با گرفتن ( 93،6 ) نمره از هیات ژوری بلند ترین نمره تمام ماستر های زبان و ادبیات آن دوره را گرفت. وی از طرف استادان و آمر دیپارتمنت دری و رئیس دانشكده زبان وادبیات آن زمان دعوت شد تا به آنجا تبدیل گردد. چون قبلاً رفیقی در سال 1364 در انستیتوت پیداگوژی تبدیل گردیده بود و در همانجا از حمایت اداره و استادان و محصلان برخوردار بود لذا بكار تحقیقی وادبی و فرهنگی خود در همانجا ( دیپارتمنت دری دانشكده زبان و ادبیات انستیتوت پیداگوژی یعنی پوهنتون تعلیم وتربیه امروزی ) ادامه داد. فعلاً محترم پوهندوی احمد شاه رفیقی که یکی از موسیسان پوهنتون غزنی میباشد درهمین نهاد علمی به حیث ریس پوهنتون ایفای وظیفه نموده وامورا موفقانه به پیش میبرد که امروزه پوهنتون غزنی باپوهنتون های سایر ولایات قابل مقایسه میباشد زنده گی شخصی: پوهنمل احمد شاه رفیقی با دختر كاكای خود در سال 1354 هـ ش . عروسی نموده و ثمره ازدواج شان پنج فرزند است دو پسر بنامهای ( احمد جاوید و احمد شكیب ) و سه دختر كه دو دختر وی عروسی نموده اند. پوهنمل احمد شاه رفیقی با وجودیكه فوق درجه است و از كورسهای داخل خدمت ماستری به درجه اعلی فارغ گردیده و شاعر معاصر میباشد و 28 سال از خدمتش در راه اعتلای معارف و نشر دانش و فرهنگ و ادب میگذرد اما دریغ كه نه خانه شخصی دارد نه موتر نه اقتصاد درست.احمد شاه رفیقی وطندوست، هنر دوست، حلیم، متواضع، خوش خلق، ظریف، مهربان، مهمان نواز، سخاوتمند و با سجایای نیك مزین است. به سبب محبت و علاقه ایكه بخاك و وطن دارد هیچ وقت حتی در جنگهای تنظیمی 1371 تا 1375 و بعد از آن وطن را بطوردایمی ترك نگفت خودش گفته است: ملك آتشریـز و مـا بـا پایمردی ساكنش ازوطنخواهی بكشور پایـداری را ببیـن محترم رفیقی از دخانیات و مسكرات به هیچ عمل راغب نیست.موصوف كتاب شناس خوب است و دوستدار كتاب میباشد در دفتر و خانه شخصی اش صد ها جلد كتاب مفید ادبی، دینی، معلوماتی ،علمی، عرفانی و اجتماعی بچشم میخورد. از كتابهای شخصی وی استادان و محصلان زیادی استفاده می كنند. دفتر استاد رفیقی، مرجع محصلان واستادان نیازمند به همكاری و كمك میباشد. او همكار و استاد رهنمای بسیاری از محصلان واستادان میباشد. سفر هااستاد رفیقی در طول عمر خود سفر های بداخل و خارج كشور هم داشته است.درخارج كشورازشهر های كویته ، اسلام آباد، راولپندی، پشاور و شهر های دیگری از پاكستان باز دید نموده است.در داخل كشور بر طبق فرموده خود شان به ولایات تخار، كندز، پروان، میدان، غزنی، قندهار، پکتیا ، جلال آباد، لوگر كابل ، زابل و غیره سفر هایی داشته است اما بیشتر عمرش در غزنی و كابل سپری شده است.از سال 1352 – 1355 چهار سال دوره تحصیل و از سال 1361 تا امروز در كابل حیات پربارش رابه سربرده ، باقی سالها را در غزنی سپری كرده است. آثار احمد شاه رفیقی الف : آثـار مـنـظوم ب: آثـار مـنـثـور الف: آثار منظوم؛ آثار منظوم استاد احمد شاه رفیقی شامل كتاب های ذیل است: - نیستان
2. نخلستان - گلشن مسرت
- ارمغان محصل یا ره آورد محصل
- تصنیف ها وسرود ها
- فروع عشق
- مراسلات منظوم رفیقی
ب- آثار منثور احمد شاه رفیقی 1- تصوف خراسانی: این كتاب كه در واقع رساله ماستری احمد شاه رفیقی میباشد و در سال 1369 – از آن در پوهنتون كابل دفاع نموده وبه تٲسی از همین اثر ماستر شناخته شده است.در این اثر تحقیقی سعی شده در باره، وجه تسمیه تصوف، تعریف تصوف، منشا تصوف، تصوف از دیدگاه عارفان و بویژه در باره تصوف خراسانی معلومات مفید ارائه شود.این کتاب زیرچاپ است وبزدوی طبع خواهدشد. 2- تصوف از ابتدا تا سده پنجم:ودر این اثر در باره تصوف و تاریخچه تصوف تا سده پنجم معلومات مفصل ارائه شده و سیر تصوف را از صدر اسلام تا اواخرسدهء چهارم و آغاز سده پنجم بررسی نموده است و مشایخ این سده هاراهم معرفی نموده است. 3- تصوف از سده پنجم تا سده هشتم:این اثر در بر گیرنده سیر صعودی و نزولی تصوف درین سده ها میباشد. علاوتاً مشایخ این سده ها نیز بطور روشن معرفی گردیده اند. 4- مقالات:تعداد زیاد مقالات رفیقی در مجلات و مجموعه مقالات پوهنتون تعلیم و تربیه به نشر رسیده است كه بحث در باره همه آنها باعث تطویل میگردد.باید یاد آور شد كه در كلكسیون های روز نامه سنایی بین سالهای 1349 – 1361 هـ ش صدها، مقاله، داستان، راپورتاژ، معمای جدولی و پارچه های ادبی و اشعار استاد رفیقی به طبع رسیده است. هكذا صد ها پارچه شعروی درمجله های كابل و از طریق رادیو افغانستان به نشر رسیده است. محمد اجمل ستانكزی فارغ التحصـیل پوهنحًـی زبان و ادبیات پوهنتون تعلیم و تربیه کاب شیر شرزه نگردد اهل وطن هیچگـه غـلام کسـینگشته هیچگهی شیر شرزه رام کسـیعـدو گـریـز ودهـانـت بـبـنـد کـافـغـانبه نوک برچه کنند پاره پاره کام کسیفریب دوست نماها نمیخورند این قـومکه خصم ویارشناسـند از خـرام کـسیبه شرط بنده گی دروقـت نـزع افغانینـنـوشـد آب حیـات وبـقـا زجـام کـسیبجـــز سـتـاره اقـبــال غـیـرت افـغــانبه آسمـان حمیـت رسیـده نـام کـسی ؟بـدارحـرمـت افـغـان وکن تواضع کاونمـیکـنــد بــزر وزوراحــتـرام کــسیفگن بجای دگربرف خـود کـه این مـردمبـبـام خویش نمـانـنـد بـرف بـام کسـیعطـای خویش بگیرو برو حلالت بادکـه احـتیـاج نــداریـم بــا حـرام کـسیبـبـر زمـام امـورت بـه پـیـشـرو تـنهانـیـاز نیست( رفیقی) به ازدحام کسی |
|
|
Written by Administrator
|
|
Monday, 11 January 2010 06:40 |
|
There are no translations available. bfdbgf |
|
Written by Administrator
|
|
Monday, 11 January 2010 06:39 |
|
There are no translations available. hjnbjhnjk |
|
|
Written by Administrator
|
|
Monday, 11 January 2010 06:38 |
|
There are no translations available. bghhgh |
|
|
|
|
|